محمد مهدى ملايرى
362
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آنجا از راه آبى فرات به بغداد و از بغداد از راه آبى دجله به ابلّه مىروند و از ابلّه راهى عمان و سند و هند و سرزمين چين مىشوند كه تمامى به هم پيوستهاند » « 1 » . كاروانهايى هم كه از راه زمينى براى مبادله كالا به ابلّه مىرفتند همگى از راهى كه اين بندر را به محل بصره مىپيوست و در چهار فرسخى غرب آن قرار داشت رفت و آمد مىكردند . و در آنجا بود كه چنان كه در بصره خواهد آمد راههاى متعددى به جهات مختلف شبه جزيره عربستان و سوريه و آسياى صغير و قلمرو روم منشعب مىشد . و به همينسبب بازار تجارت را در بندر ابله رونقى بسيار و بازرگانان را به سفر بدانجا رغبتى فراوان بود ، زيرا به روايتى از ياقوت هيچجا براى بازرگانان سودآورتر از ابلّه نبود « 2 » . و چنانكه از سفرنامه نيارخوس نقل شد ابله را از همان قديم انبار بازرگانيهاى خليجفارس مىخواندند و به همين سبب آنجا را دروازه هند يا مرز هند مىناميدند كه همواره معروفترين مركز بازرگانى در شرق بوده و اين نامى بود كه اعراب آن را به صورت فرج الهند يا ارض الهند بيان كردهاند . طبرى در روايتى آورده است كه چون خالد از امر يمامه بپرداخت ابو بكر به او نوشت كه به عراق روى آور و به آنجا داخل شو و از فرج الهند آغاز كن كه همان ابلّه است « 3 » . و همو در جاى ديگر باز در همينباره گويد : « ابو بكر در نامه خودش به خالد فرمان داده بود كه چون آهنگ ورود به عراق نمايد از مرز اهل سند و هند كه در آن روزگار ابلّه بود آغاز كند « 4 » . و باز در ذكر رويدادهاى سال 14 هجرى مىنويسد : عمر به سعد نوشت به اختيار خودت مردى را به مرز هند بفرست كه براى تو سپرى باشد تا اگر از آنسوى به تو حمله كردند دفع آن كند ، و سعد هم مغيرة بن شعبه را با پانصد تن فرستاد تا در آن قسمت از سرزمين عرب كه
--> جابية الحولان هم مىگفتهاند و يكى از دروازههاى شام كه به ( باب الجابيه ) معروف بوده به آن منسوب است . ( 1 ) . ابن خردادبه ، المسالك و الممالك ، ص 154 . ( 2 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، 1 / 97 ، در روايتى از خالد بن صفوان . ( 3 ) . طبرى ، 1 / 2016 : از معانى فرج در عربى يكى هم مرز و حدّ و دروازه است . ( 4 ) . « اذا دخل العراق ان يبدأ بفرج اهل السند و الهند و هو يومئذ الأبلّة » طبرى 1 / 2021 .